هوای تو....
دوباره دفترم شعرم هوای تو را کرده
هوای تو سنگین بوده غزل بنا کرده
سطر های عریانش،میزبان خودکارم
و شعر هم دلم را برای کمک صدا کرده
سرم تهی شده از فکر،امدنت اما
میان دفتر شعر غوغا به پا کرده
خدای امیدهایمان امده ، میگوید
تمام صبح وشب برایمان دعا کرده
امید ریشه کرده در شعرم،دلم به سینه میکوبد
قلم غنچه شعر مرا دوباره وا کرده
امید دارم من،که باز گردی تو
به خاطر دفتر شعرم که هوای تو را کرده.....
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/22ساعت 4:10 توسط شقایق |
