دنیای سیا-سفید
اب پاشم و بدید تا دریا را ابیاری کنم....
چراغ قوه ام کجاست؟میخواهم بازم خورشید را ببینم....
مداد ابی عزیزم !! ـ وای ازسیاه-سفیدیه اسمان....
....گلها به ابرنگم احتیاج دارن....
تو جنگل یه برگ سبز مونده
اون هم تحفه درویش....
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24ساعت 16:0 توسط شقایق |
